تبلیغات
دلنوشته های من

غفلت

چهارشنبه 22 آذر 1391 02:51 ق.ظ

نویسنده : حماقت
ادم همشه چیزایی تو زندگیش داره که قدرشونو نمیدونه و به چشمش نمیان اینا مثل هوا هستن که تا وقتی دورو برت هست اصلا حسش نمیکنی ولی خدا نکنه یه روز تنگیه نفس بگیری او موقع هست و فقط همون همون موقع هست که قدرشو میفهمی ,بعضی وقتا هم چیزایی داری که افراد دورو برت دلشون میخواد داشته باشن ,ارزوشونه مثل تو باشن اون چیزارو تحسین مبکنن ولی خودت همیشه در حسرت داشته های دیگرانی همیشه دلت میخواد اون قسمت از بقیه رو که تحسین میکنی داشته باشی ولی دریغ که خودت بهتری.


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 22 آذر 1391 02:53 ق.ظ

احساسات

شنبه 18 آذر 1391 01:29 ق.ظ

نویسنده : حماقت
تعاریف مختلفی از انسان وجود دارد .یکی از انها که به نظرم خیلی کاربرد دارد این است: انسان عبارت است از مجموعه ای از حماقت ها.
نوع بشر از دیر باز ,از زمان خلقت تا به الان در ارتباط عجیبی با حماقت هایی که انجام داده در ارتباط بوده ,شروع زندگی بشر با یک حماقت بوده و من مطمئنم که اگر روزی نسل انسان منقرض شود به خاطر حماقت است.
 این حماقت نتیجه ترشح هورمونهایی در بدن است که احساسات مارا کنترل میکنند هر چه قدر میزان انها بیشتر شود و افراد احساساتی تر شوند امکان انجام کارهای احمقانه و شدت ان کارها نیز بیشتر میشود , هر چه تجمع انسانهای احساساتی در کنار هم بیشتر شود نیز به همین ترتیب برای مثال در یک انقلاب مانند انقلاب فرانسه که نتیجه غلیان احساسات افراد یک کشور میباشد میتواند فجایع احمقانه ای همچون اعدام دانشمندان بزرگ کشور را در پی داشته باشد 
پس با این تعریف و این دیدگاه میتوان کسی را انسان بهتری دانست که کنترل بهتری بر احساسات خویش داشته باشد.... 



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

...

جمعه 12 آبان 1391 10:11 ب.ظ

نویسنده : حماقت
ما در زندگی , زندگی  میکنیم ولی برای چه هدفی؟
یادگیری,کمال... برای چه؟
بعد از کسب انها چه ؟ ایا براستی پس از مرگ میتوانیم از اموختهایمان استفاده کنیم؟
ایا شکل کمال پس از مرگ عوض میشود؟



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

فساد

دوشنبه 7 فروردین 1391 02:35 ق.ظ

نویسنده : حماقت
فساد انواع مختلفی داره هر چیزی به نوعی دچار فساد میشه مواد غذای مواد شیمیایی کلا همه اجسام حتی خود گند زداها هم در شریط مناسب دچار فساد میشوند پس چرا ما باید فکر کنیم که روح از این قضیه مستثناست روح ادمی هم همانند جسمش و همه اجسام در صورت شرایط مناسب دچار فساد میشود و متاسفانه من به این مساله پی بردم که روح منهم در این مدت دچار گندیدگی شدیدی شده که متاسفانه همه شرایط ان گندیدگی را خود من برایش مهیا کرده بودم من با کارهایی مثل خواندن کتابهای بسیار افتضاح بزرگترین منبع تغذیه روحم را فاسد کرده بودم البته منابع دیگه ای هم هستند ولی انها همیشه گندیده بودند منابعی مثل محیط و اطرافیان اینا کلا منابعی هستند که نمیشود بهشان تکیه کرد چون به احتمال قوی فاسد هستند مدتی من نمیتوامستم بنویسم نه اینکه قبل از ان خوب مینوشتم با همین الان خیلی خوب مینویسم ولی هیچوقت قبل از این در زندگیم در نوشتن کم نیاورده بودم ولی مدتی بود که همش کم میاوردم این تازه یکی از جنبه های فسادم بود که برایم ملموس بود وای به حال دیگر جنبه های ان همه اینها را گفتم که شما هم مواظب منابع تغذیه روح خود باشید
موفق و موید باشید



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 7 فروردین 1391 03:39 ب.ظ

سختی

چهارشنبه 2 آذر 1390 11:10 ب.ظ

نویسنده : حماقت
هر وقت در شرایط سختی قرار گرفتیم یا از زندگیمون خسته و منزجر شدیم یا از خودمون بدمون اومد یادمون باشد که سختترین وبدترین روزای زندگی ما ارزوی خیلیا هست خیلیا هستن که کوچکترین داشته های ما بزرگترین ارزوی اوناست 


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

ایین زندگی

شنبه 28 آبان 1390 10:45 ب.ظ

نویسنده : حماقت

دنیا را بد ساخته اند... کسی را که دوست داری، تو را دوست نمی دارد. کسی که تو را دوست
دارد تو دوستش نمی داری... . اما کسی که تو دوستش داری و او هم تو را دوست دارد به رسم
و آیین هرگز به هم نمیرسید این رنج است و زندگی یعنی این...




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 28 آبان 1390 11:21 ب.ظ

نیما

شنبه 7 آبان 1390 08:07 ب.ظ

نویسنده : حماقت
می‌تراود مهتاب


می‌تراود مهتاب
می‌درخشد شب‌تاب
نیست یک‌دم شکند خواب به چشم ِ کس و ، لیک
غم ِ این خفته‌ی ِ چند
خواب در چشم ِ ترم می‌شکند .


نگران با من استاده سحر
صبح ، می‌خواهد از من
کز مبارک دم ِ او آورم این قوم ِ به‌جان‌باخته را بلکه خبر
در جگر خاری لیکن
از ره ِ این سفرم می‌شکند .
***
نازک‌آرای تن ساق گلی
که به جانش کشتم
و به جان دادمش آب
ای دریغا ! به برم می‌شکند


دست‌ها می‌سایم
تا دری بگشایم ،
بر عبث می‌پایم
که به‌در کس آید ؛
در و دیوار ِ به هم ریخته‌شان
بر سرم می‌شکند .
***
می‌تراود مهتاب
می‌درخشد شب‌تاب
مانده پای‌آبله از راه ِ دراز
بر دم ِ دهکده ، مردی تنها ؛
کوله‌بارش بر دوش ،
دست ِ او بر در ، می‌گوید با خود :
- « غم ِ این خفته‌ی ِ چند
خواب در چشم ِ ترم می‌شکند ! »



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

سعدی

جمعه 6 آبان 1390 02:33 ق.ظ

نویسنده : حماقت
شبی یاد دارم که چشمم نخفت

شنیدم که پروانه با شمع گفت


که من عاشقم گر بسوزم رواست

تو را گریه و سوز باری چراست؟


بگفت ای هوادار مسکین من

برفت انگبین یار شیرین من


چو شیرینی از من بدر می‌رود

چو فرهادم آتش به سر می‌رود


همی گفت و هر لحظه سیلاب درد

فرو می‌دویدش به رخسار زرد


که ای مدعی عشق کار تو نیست

که نه صبر داری نه یارای ایست


تو بگریزی از پیش یک شعله خام

من استاده‌ام تا بسوزم تمام


تو را آتش عشق اگر پر بسوخت

مرا بین که از پای تا سر بسوخت


همه شب در این گفت و گو بود شمع

به دیدار او وقت اصحاب، جمع


نرفته ز شب همچنان بهره‌ای

که ناگه بکشتش پری چهره‌ای


همی گفت و می‌رفت دودش به سر

همین بود پایان عشق، ای پسر


ره این است اگر خواهی آموختن

به کشتن فرج یابی از سوختن


مکن گریه بر گور مقتول دوست

قل الحمدلله که مقبول اوست


اگر عاشقی سر مشوی از مرض

چو سعدی فرو شوی دست از غرض


فدائی ندارد ز مقصود چنگ

وگر بر سرش تیر بارند و سنگ


به دریا مرو گفتمت زینهار

وگر می‌روی تن به طوفان سپار




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

ماهاتما گاندی

جمعه 29 مهر 1390 07:15 ب.ظ

نویسنده : حماقت
ابتدا شما را نادیده می گیرند. سپس به شما می خندند، بعد با شما مبارزه می کنند. آنگاه شما پیروز خواهید شد !




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

نیچه

یکشنبه 24 مهر 1390 11:34 ب.ظ

نویسنده : حماقت

ایمان پروای درستی و نادرستی ندارد برای بررسی این سخن ابتدا باید ممفهوم ایمان را بررسی کنیم ایمان یعنی اعتقاد قلبی به یک مسئله که نیازی به تایید عقلی ندارد یعنی انسان یک مساله را قبول داشته باشد بدون انکه بتواند  ان را با دلایل منطقی اثبات کند و بدون انکه بتوان انرا برای کسی اثبات کند این معنی ایمان است که به گفته نیچه پروای درستی و نا درستی ندارد انسانی که به چیزی ایمان دارد نیازی به  اثبات درستی ان چیز ندارد این نوع ایمان همان خرافاتی است که در میان ملت ها مرسوم میباشد بسیاری از اعتقادات بشر خرافه میباشد همه انسانها ذاتا نیاز داردند به  مسئله ای ایمان داشته باشند تا بتوانند به زندگی ادامه دهند حال مهم نیست که ان اعتقاد درست است یا خیر بسیاری به همین امر اکتفا میکند و از تفکر بیشتر امتناع میکنند این دسته از انسان ها از ترس گمراهی (به قول خودشان) در مسائلی که ایمان دارند فکر نمیکنند! ولی عده ای از انسانها به ایمان    داشتن به هر چیز فقط به خاطر انکه  یک نیاز است نگاه نمیکنند ان ها در پی بدست اوردن یقین هستند یقین یعنی اعتقاد قلبی همراه با تایید عقلی  یقین بالاترین مرحله در سیر تکامل اعتقاد انسان ها میباشد که لازمه  گذشتن از مرحله قبل ان یعنی شک میباشد یعنی انسان ابتدا به یک امر ایمان ابتدایی دارد و از ان تقلید کورکورانه میکند سپس در صورت تفکر و بلوغ عقلی علت ان را جویا میشود و وارد مرحله شک میشود یعنی وارد مرحله شک میشود و نه همه اعتقادات خود شک میکند  سپس با تحقیق و تعقل  راه درست را پیدا میکند و وقتی به ان یقین پیدا کرد دیگر هیچ  شکی نمیتواند ان یقین را از وی بگیرد ولی فقط تعداد اندکی از  انسان ها هستند که به ای یقین در مورد اتقاد خور میرسند و بقیه یا در مرحله ایمان کورکورانه ویا در مرحله شک گرفتار میشوند و به ایمان قلبی همراه با تایید عقلی نمیرسند




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

تفکر

پنجشنبه 7 مهر 1390 10:56 ق.ظ

نویسنده : حماقت
تفکر هر ملت همانند وسیله ایست در اختیار ان ملت برای پیشرفت همان ملت که استفاده از ان بر عهده خودشان است  و عدم موفقیت یک ملت در برقراری عدالت یا پیشرفت صنعتی و فکری دلیل بر تفکر غلط ان ملت نمیباشد بلکه بیانگر عدم استفاده صحیح از ان میباشد همانطور که ما نمیتوانیم یک چاقو را به خاطر اینکه انسانی به وسیله ان کشته شده سرزنش کنیم و هیچ وقت از یک چاقو به خاطر نجات جان انسانها تقدیر نمیکنیم به همان علت هم نمیتوانیم یک تفکر را به خاطر فومی که پیرو ان هستند قبول یا رد کنیم زیرا هر عقل سالمی میداند که یک وسیله است و نفش یک وسیله در اجرای یک هدف بسیار کم رنگ تر از نقش استفاده کننده از ان است...
ادامه دارد



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 8 مهر 1390 01:06 ق.ظ

سختی

یکشنبه 3 مهر 1390 02:42 ب.ظ

نویسنده : حماقت
سختی هاست که ارزش انسانها را مشخص میکند بدون باد فرقی بین سنگو پنبه نیست


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

خدا

دوشنبه 14 شهریور 1390 01:04 ق.ظ

نویسنده : حماقت
خدایا چه بی منت همه عمر به ما روزی میدهی و ما چه بی شرمانه برای اعمال نیکمان بر تو منت مینهیم


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

زمان

جمعه 11 شهریور 1390 02:09 ب.ظ

نویسنده : حماقت
اگر وقت کافی باشد هر چیزی برای هر کسی دیر یا زود اتفاق می‌افتد.



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

احترام

سه شنبه 1 شهریور 1390 02:02 ق.ظ

نویسنده : حماقت
همانگونه که حق گرفتنیست نه دادنی
  احترام نیز کسب کردنیست نه گذاشتنی




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -



تعداد کل صفحات : 7 1 2 3 4 5 6 7