تبلیغات
دلنوشته های من - درد دل

درد دل

جمعه 5 فروردین 1390 12:47 ق.ظ

نویسنده : حماقت

حافظ یه شعر داره که میگه" این واعظان کین جلوه در محراب و منبر میکنند چون به خ

لوت میروند ان کار دیگر میکنند*مشکلی دارم ز دانشمند مجلس بازپرس توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر میکنند "این شعر نشون میده که تو دوره حافظ ادمای ریاکاری بودند که حافظ از دستشون مینالیده ویژگی این ادما این بوده که در جمع زاهد بودند و در اختفا بولهوس ولی الان تو دوره ما ادمایی پیدا میشن که علنا گناه میکنند و علنا هم ریا میکنند و علنا هم هم خودشونو زاهد نشون میده  مسخره به نظر میرسه نه خیلی عجیبه مثلا رییس دانشگاه ما ریش داره قد هیکل بنده نمازش از پیامبرم  بیشتر مستحبات داره در عین حال دزدی میکنه باقلوا با لبات بازی میکنه نمیدونم اصلا دیگه دزدی جزو ان کار دیگری که حافظ ازش مینالیده نیست یا یه چیز دیگه اصلا یه سری کارا تو مملکت ما عرف شده مثل پارتی بازی رشوه گرفتن دزدی از هرجایی دستت رسید عرضم به حضورتون غیبت و تهمت و... این کارا دیگه برای همه عادی شده طرف تو مراسم امام حسین همچین گریه میکنه که انگار دیروز امام حسینو کشتن فرداش میره سر کار انواع و اقسام کثافتکاریارو میکنه بعدم دم از خدا و پیغمبرم میزنه همین کارارو کردن که جوونا از دین زده میشن دیگه من موندم که اگه حافظ الان تو دوره ما بود چیکار میکرد نمیدونم اصلا حافظ میشد استعدادش شکوفا میشد من که فکر نکنم احتمالا یا مرفت با لیسانس ادبیات معلم ادبیات میشد یا اگه عشق ریازی و فیزیک بود پشت کنوری میشد اگرم بچه مایه دار بود میرفت خارج تحصیل میکرد و به جریان فرار مغز ها میپیوست

به حر حال اینو مطمئنم که اگه تو عصر ما بود عشق وعاشقی یادش میرفت

به قول معروف که میگه "هنوز گشنگی نکشید که عاشقی از یادت بره"




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -